مخاطب دقیقاً چه چیزی می‌پرسد؟

به پیام‌ها، تماس‌ها و گفت‌وگوهای روزمره با مشتری‌ها برگردید. پیش از خرید چه سؤال‌هایی مطرح می‌شود؟ کدام بخش خدمت نیاز به توضیح بیشتری دارد؟ بعد از دریافت محصول یا خدمت، چه ابهامی تکرار می‌شود؟ سؤال‌ها را با همان زبان مخاطب یادداشت کنید. این کار یک فهرست اولیه به شما می‌دهد که به تجربه واقعی ارتباط با مخاطب وصل است.

موضوع، هدف و قالب را یکی نگیریم

«ویدئو» قالب است، اما موضوع یا هدف نیست. برای هر ایده سه چیز را جدا بنویسید: سؤال اصلی چیست؛ مخاطب بعد از دیدن محتوا چه چیزی را بهتر می‌فهمد؛ و چه قالبی برای این توضیح مناسب‌تر است. ممکن است یک راهنمای مرحله‌ای در متن روشن‌تر باشد و یک نمایش عملی به ویدئو نیاز داشته باشد. قالب را پس از روشن‌شدن پیام انتخاب کنید.

برای هر محتوا یک برگه کوچک بسازید

در برگه محتوا، مخاطب، سؤال اصلی، پیام مرکزی، مثال یا مدرک لازم و قدم بعدی را ثبت کنید. قدم بعدی همیشه خرید نیست؛ ممکن است خواندن یک راهنمای مرتبط، دیدن یک توضیح تکمیلی یا مطرح‌کردن یک سؤال باشد. این برگه باید آن‌قدر کوتاه بماند که نویسنده، طراح و مسئول انتشار بتوانند از آن برداشت مشترکی داشته باشند.

برنامه را با ظرفیت واقعی تیم هماهنگ کنید

پیش از پرکردن همه روزهای تقویم، مشخص کنید چه کسی اطلاعات را آماده می‌کند، چه کسی محتوا را تولید و چه کسی آن را بازبینی می‌کند. اگر یک محتوا به تأیید متخصص یا اجازه انتشار تصویر مشتری نیاز دارد، آن مرحله را هم در برنامه بیاورید. تقویم فقط تاریخ انتشار نیست؛ مسیر آماده‌شدن محتوا را هم نشان می‌دهد.

بعد از انتشار، سؤال‌های تازه را ثبت کنید

برای مرور محتوا، به هدف همان مطلب برگردید. آیا توضیح مبهمی باقی مانده است؟ مخاطب چه پرسش تازه‌ای مطرح کرده؟ آیا تیم فروش یا پشتیبانی می‌تواند از این محتوا استفاده کند؟ پاسخ این سؤال‌ها می‌تواند موضوع نسخه بعدی یا یک محتوای مکمل باشد. تقویم را سندی قابل بازنگری ببینید و سؤال‌های تازه را به آن برگردانید.